وضوح خواسته

آیا می خواهید امسال رو بهترین سال عمرتان باشد؟

به گزارش سایت روابطه سبز ، بسیار راحت است که سالی را با اشتیاق و مثبت نگری آغاز کنیم. اما برای حفظ این نیروی جنبشی در طی سال، باید اهداف قدرتمند و روشنی تنظیم کنیم. اولین گام برای رسیدن به آن چه می خواهید این است که تصمیم بگیرید دقیقا چه می خواهید.

  • چه کاری می خواهید انجام دهید؟
  • چه چیزی را می خواهید تجربه کنید؟
  • چه چیزی را می خواهید به دست آورید؟
  • می خواهید چه کسی باشید؟

 

چرا به خواسته هایمان نمی رسیم؟

1-    یکی از دلایل  اصلی که بسیاری از افراد به آن چه که می خواند نمی رسند این است که به وضوح
نمی دانند چه می خواهند. برخی دیگر درمی یابند که می خواهند چه چیزی داشته باشند، اما وقتی
نمی توانند ببینند که چگونه چنین چیزی امکان دارد، آرزوی خود را به عنوان چیزی احمقانه و غیرقابل دستیابی رها می کنند. این چنین علیه خود کارشکنی نکنید!

بیشتر بخوانید:  چرا با اینکه نمی خواهی هنوز مجرد هستی؟

پس از ده ها تحقیق در مورد این که مغز انسان چگونه کار می کند. اکنون دانشمندان می دانند به منظور این که ذهن به چگونگی رسیدن به آن چه می خواهیم را تصور می کند، ابتدا باید تصمیم بگیریم که چه می خواهیم. وقتی خود را با آرزوهای مان محاصره می کنیم، ذهن مان و جهان برای کمک به تحقق رویاهایمان قدم بر می دارند.

 

2-    ما این فرایند را با صراحت در مورد آن چه که می خواهیم آغاز می کنیم. بنابراین چه می خواهید؟ برای خلق یک زندگی متعادل و موفق، حداقل سه هدف برای 7 حوزه زیر بنویسید:

  • اهداف مالی
  • اهداف شغلی و کسب و کار
  • وقت آزاد / وقت در کنار خانواده.
  • اهداف مربوط به سلامتی و ظاهر.
  • اهداف مربوط به ارتباطات.
  • رشد شخصی.
  • ایجاد تفاوت.

اگر اهدافی بیشتر از این دارید، خود را محدود نکنید- آن ها را بنویسید.
از سوی دیگر، اگر نوشتن 21 هدف زیاد به نظر می رسد، به خاطر داشته باشید که می توانیم مخلوطی از اهداف کوتاه مدت و بلند مدت داشته باشیم.وقتی اهداف خود را تنظیم می کنید، انتخاب کارهایی که باعث رشد و توسعه ما برای دستیابی به آن ها
می شود، اهمیت فراوان دارد.

بیشتر بخوانید: با قانون جذب روابطه خود را بهبود ببخشید

 

3-    این اهداف ممکن است یادگیری مهارتهای جدید یا امتحان کاری که نه چندان راحت و یا شاید ترسناک همچون سخنرانی در حضور جمع باشد. همچنین می تواند به تنظیم هدفی غیر منتظره که نمایانگر جهشی بزرگ است، کمک کند.
مثالی از اهداف بزرگ غیر منتظره شامل انتشار کتاب، آغاز یک کسب و کار، دعوت شدن به یک برنامه تلویزیونی معتبر، بردن مدال طلا در المپیک یا انتخاب شدن به عنوان رییس اتحادیه صنف خود باشد. اهداف مادی اهمیت دارند. اما هدف نهایی تسلط بر زندگی خود است. در طولانی مدت، بزرگ ترین نفعی که از پیگیری رویاهای مان می بریم، جنبه های بیرونی تحقق رویا نیست، بلکه آن شخصی ست که در این فرآیند ازخود می سازیم. نشانه های بیرونی موفقیت از دست می روند. خانه ها می سوزند، شرکت ها ورشکسته می شوند، ارتباطات پایان می گیرند، اتومبیل ها کهنه می شوند، جسم ها پیر می شوند و شهرت به آخر می رسد.

 

4-    اما آن شخصی که هستید، آن چه که آموختید و مهارت های جدیدی که کسب کردید، هرگز از بین نمی روند. این ها پاداش واقعی موفقیت هستند. جیم ران، فیلسوف انگیزش می گفت: « باید چنان هدف بزرگی برای خود تعیین کنید که در راه رسیدن به آن، تبدیل به فردی شوید که ارزش آن چنان بودن را دارد.»
رویاهای تان را به اهداف و مقاصد تبدیل کنید وقتی به روشنی دانستید چه می خواهید، آن ها را یادداشت کنید و به هدفی قابل ارزیابی تبدیل کنید.قابل ارزیابی یعنی قابل اندازه گیری بودن در زمان و مکان است و چقدر و تا چه وقت. برای مثال، اگر به من می گفتید که پول بیشتری می خواهید، شاید یک اسکناس یک دلاری از جیبم بیرون می آوردم و به شما می دادم. شما اعتراض می کردید و می گفتید که: « نه، خیلی بیشتر، مثل 20 هزار دلار.» اما راهی وجود ندارد که «پول بیشتر» را معین کند.

 

راهکار هایی برای به یاری رساندن شریک زندگیتان

خوب و بد در یک زندگی مشترک معانی متفاوتی دارد. گاهی اوقات به‌سختی می‌توانیم پیشرفت دیدگاه و شرایط همسرمان را بپذیریم. ازآنجاکه همه آدم‌های در دوره‌ای از زندگی خود به بن‌بست می‌خورند، در این مقاله نکاتی آورده شده که به‌وسیله آن‌ها می‌توانید در لحظات سخت به همسرتان کمک کنید.

  1. شنونده صبوری باشید. وقتی کسی که ما دوستش داریم رنج می‌کشد، اغلب می‌خواهیم زود دست‌به‌کار شویم و همه‌چیز را روبه‌راه کنیم. اما گاهی تنها لازم است به حرف همسرتان گوش کنید بدون این‌که چیزی بگویید یا دست‌به‌کاری بزنید. مدت‌زمانی را که با نگرانی و حمایت خود صرف شنیدن سخنان او می‌کنید، هدیه ارزشمندی است و خیلی بیشتر از یک هدیه مادی یا کمک مالی ارزش دارد.
  2. بی‌قیدوشرط دوست بدارید. گاهی اوقات ممکن است همسرتان به خاطر ضعف یا اشتباهی که مرتکب شده حال خوشی نداشته باشد. ممکن است وسوسه شوید به‌جای حفظ خونسردی و یادآوری عشق و تعهد خود٬ او را به باد انتقاد بگیرید. آدم‌هایی که دوست داشته نمی‌شوند، بیشتر از دیگران به عشق نیاز دارند. اشکالی ندارد اگر آزرده‌خاطر، عصبانی، مأیوس یا سردرگم شوید اما بگذارید همسرتان بداند که می‌خواهید او را ببخشید و به زندگی مشترکتان ادامه دهید.
  3. بگذارید همسرتان خودش را خالی کند. کسانی که از چیزی ناراحت هستند معمولاً خیلی حساب‌شده حرف نمی‌زنند. درواقع آن‌ها ممکن است حرف‌هایی را بزنند که بهتر است ناگفته باقی بمانند. بعد از مدتی پشیمان می‌شوند و عذرخواهی می‌کنند. اما در حال حاضر سعی کنید حال همسرتان را درک کنید و بگذارید احساسات خود را تخلیه کند. البته اگر حرف‌های او ناشایست و اهانت‌آمیز، غیراخلاقی یا تهدیدآمیز است، نباید مقابله‌به‌مثل کنید. در چنین شرایطی او را تشویق کنید با تمرکز بر راه‌حل‌های ممکن و دیدن نیمه‌پر لیوان، احساسات خود را در مسیر مثبت هدایت کند.
  4. به او زمان بدهید. بیشتر ما در مواجهه با رویدادهای منفی شتاب‌زده عمل کرده و کار را تمام می‌کنیم. وقتی همسر شما فکر و احساس بدی دارد و مخصوصاً زمانی که نمی‌توانید طرز فکر او را عوض کنید، ممکن است بی‌حوصله و سنگدل شوید. اما همه آدم‌ها برای خوب شدن به زمان نیاز دارند که این مدت‌زمان برای بعضی‌ها بیشتر از دیگران است. هر بار که مشکلی پیش می‌آید، مؤدبانه فقط گوش کنید و بعد موضوع صحبت را عوض کنید. اگر همسرتان همچنان راه خودش را می‌رود و غر می‌زند، ممکن است شما هم با او درگیر شوید، درحالی‌که باید آرامش و خونسردی خود را حفظ کنید تا زمانی که وقتش برسد که اقدامی صورت دهید.
  5. در صورت لزوم کمک بخواهید. اگر همسرتان علائم افسردگی شدید – مانند بی‌اشتهایی، خواب‌آلودگی، خستگی، گوشه‌نشینی، بی‌قراری یا لذت نبردن از چیزهایی که قبلاً او را خوشحال می‌کرده است – را نشان می‌دهد، باید او را نزد پزشک ببرید. یک مشاور یا پزشک می‌تواند توصیه‌های آرام بخشی برای گذر از این دوران سخت داشته باشد. به‌علاوه، مشکلاتی مانند ناهنجاری‌های غده تیروئید یا سایر بیماری‌ها نیز می‌توانند عوارض روحی و روانی گوناگونی داشته باشند و همسر شما احتمالاً برای غلبه بر آن‌ها باید تحت نظر پزشک باشد.

همچنین خود شما نیز ممکن است احساس کنید به کمی حمایت نیاز دارید. در پیوستن به یک گروه یا درد دل کردن با یک دوست تردید نکنید. اگر خودتان ازنظر روحی به‌هم‌ریخته باشید نمی‌توانید به همسرتان کمک کنید. زندگی مشترک یعنی در تمام لحظات خوب و بد در کنار هم باشید. در لحظات درماندگی ایستادگی کنید و وقتی همسرتان به شما نیاز دارد در کنار اوباشید. شاید روزی شما هم در چنین موقعیتی قرار بگیرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *