تأثیر عزت نفس بر روابط عاشقانه

عزت نفس ، یک احساس ارزش شخصی ، بر هر جنبه ای از زندگی ما تأثیر می گذارد. عزت نفس ما در نحوه مشاهده جهان و نحوه تفسیر هر موقعیتی که در آن قرار می گیریم تأثیر می گذارد. بنابراین عزت نفس برای رفاه روزمره ما بسیار مهم است ، اما با این وجود تعداد کمی از مردم از اهمیت آن آگاه هستند. ما از عدم دستیابی به نتایجی که می خواهیم در مشاغل خود ، با بدن و یا با دوستان خود شکایت داریم. بیشتر از همه ، وقتی صمیمی ترین روابط ما به روشی که دوست داریم آنها عمل نکنیم شکایت می کنیم. در این شرایط سرزنش شرکای ما بسیار آسان است ، اما مشکلات روابط درک شده ممکن است به دلیل پایین بودن سطح عزت نفس ما باشد. بدون داشتن سطح بالایی از عزت نفس ، روابط عاشقانه می توانند به جای منابع امنیتی ، پشتیبانی و خوشبختی تبدیل به نا امیدی های وحشتناک شوند، در ادامه با سایت رابطه سبز همراه باشید تا تکنیک های نوین برای برقراری یک رابطه عاشقانه را به شما بگویم.

 

چگونه رابطه عاشقانه برقرار کنیم؟

چگونه رابطه عاشقانه برقرار کنیم؟

چگونه روابطه زیبا و عاشقانه برقرار کنیم؟

روابط شکوفا تا حد زیادی وابسته به خلق و خوی مثبت و نگرش شرکای درگیر است. به عنوان مثال ، Srivastava ، McGonigal ، Richards، Butler and Gross (2006) دریافتند که خوش بینی نقش مهمی در رابطه موفقیت و رضایت بلند مدت دارد. متأسفانه ، افراد دارای عزت نفس پایین بیشتر از افرادی که دارای عزت نفس بالایی هستند ، احساسات منفی را تجربه می کنند (Conner & Barrett، 2005؛ Wood، Heimpel، & Michela، 2003) و نسبت به افرادی که عزت نفس بالایی دارند ، کمتر احساس انگیزه می کنند. حالات منفی خود را ترمیم کنید (Heimpel، Wood، Marchall، and Brown، 2002). به همین ترتیب ، افراد دارای عزت نفس پایین در مقایسه با افراد دارای عزت نفس بالا از سلامت روانی و جسمی ضعیف تری دارند ، چشم انداز اقتصادی بدتری و رفتار بالاتر جنایت آمیز دارند (Trzesniewski، Brent Donnellan، Moffitt، Robins، Poulton، & Caspi، 2006). در مقابل ، عزت نفس بالا باعث افزایش شادی ، سلامت روان می شود (تیلور و براون ، 1988) و رضایت از زندگی (کوان ، هریس باند ، و سینگلیس ، 1997). بنابراین حداقل یک سطح متوسطی از عزت نفس به عنوان یک پیش نیاز برای عملکرد سالم انسان به نظر می رسد ، که به نوبه خود شرط لازم برای پیشرفت روابط عاشقانه است.

ببیشتر بخوانید:  وضوح خواسته

 

انتخاب شریک زندگی

به نظر می رسد سطح عزت نفس نه تنها در نحوه رفتار ما در روابط ، بلکه در انتخاب شریک زندگی نیز نقش دارد. با مقایسه ابعاد سبک دلبستگی شرکت کنندگان ، کالینز و Read (1990) دریافتند که افراد تمایل به برقراری روابط با شرکایی دارند که احساسات مشابهی در مورد صمیمیت و اعتماد به نفس با دیگران به اشتراک می گذارند. با این حال ، مردم به سادگی شرکایی را انتخاب نمی کنند که در هر بعد دلبستگی مشابه باشند. به عنوان مثال ، افراد دارای عزت نفس پایین و اضطراب دلبستگی زیاد ، شرکایی را انتخاب نمی کنند که نگرانی های خود را در مورد رها کردن با یکدیگر به اشتراک بگذارند. به همین ترتیب ، ماتز و مور (1985) اظهار داشتند که افراد دارای عزت نفس پایین با انتخاب شریکانی که به عقیده آنها از خصوصیات لازم برخوردار نیستند ، در پی تحقق خودشان هستند. در نتیجه ، افراد با سبکهای دلبستگی که تعارف خود را دارند ، شرکای خود را انتخاب می کنند.

بیشتر بخوانید: چرا با اینکه نمی خواهی، هنوز مجرد هستی؟

 

مقابله با مشکلات

سطح عزت نفس بر نوع بازخورد شخصی که افراد به دنبال آن هستند تأثیر می گذارد. از یک سو ، برخی از مطالعات نشان داده اند که افراد ترجیح می دهند با دیگران تعامل برقرار کنند که هنگام مشاهده ، خود را مشاهده می کنند. از این رو ، افراد دارای عزت نفس بالا به دنبال بازخورد مثبت هستند و بنابراین ترجیح می دهند با افرادی که آنها را مثبت می بینند تعامل برقرار کنند ، در حالی که افراد با عزت نفس پایین به دنبال بازخورد منفی هستند و بنابراین ترجیح می دهند با افرادی که آنها را کمتر مثبت می بینند تعامل داشته باشند (به عنوان مثال Swann، Griffin ، & Gaines، 1987؛ Swann، de la Ronde، & Hixon، 1994). از طرف دیگر ، برنیچون ، کوک و براون (2003) دریافتند که شرکت کنندگان با عزت نفس بالا به دنبال بازخورد تأیید خود هستند حتی اگر منفی باشد ، اما شرکت کنندگان با عزت نفس پایین به دنبال بازخورد مثبت هستند ، حتی اگر این خودی نیست. به نظر می رسد حقیقت این یافته های متناقض این است که افرادی که عزت نفس کم دارند بیشتر از بازخورد منفی آسیب می بینند و بنابراین سعی می کنند از آن جلوگیری کنند. با این حال ، برای جلوگیری از بازخورد منفی با موفقیت آنها ابتدا باید آن را پیدا کنند ، و بنابراین به طور مداوم به دنبال آن هستند. به عنوان مثال ، براون و داتون (1995) دریافتند که عدم موفقیت شخصی باعث می شود که مشارکت کنندگان عزت نفس کمتری را نسبت به مشارکت کنندگان عزت نفس بالا بدتر کنند ، احتمالاً به این دلیل است که شرکت کنندگان عزت نفس پایین نسبت به مشارکت کنندگان عزت نفس کمتری نسبت به مشارکت کنندگان عزت نفس دارند تا از سازوکارهای مقابله ای مؤثر مانند ایجاد ویژگیهای بیرونی برای شکستهای آنها (Blaine & Crocker، 1993) یا بر نقاط قوت آنها در حوزه های دیگر تأکید می کند (Dodgson & Wood، 1998). بعلاوه ، افراد دارای عزت نفس پایین تمایل دارند بیش از حد بر پیامدهای منفی شکست (عمومیت) تأثیر بگذارند (براون و داتون ، 1995) ، و در مواجهه با حوادث منفی زندگی ، احتمالاً نسبت به ایجاد صفات داخلی ، جهانی و پایدار اقدام می کنند (Tennen، Herzberger و نلسون ، 1987). در نتیجه ، افراد دارای عزت نفس پایین با هدف جلوگیری از بازخورد منفی ، رویکرد خود محافظت بیشتری از زندگی اتخاذ می کنند.

بیشتر بخوانید: با قانون جذب روابطه خود را بهبود ببخشید

 

این نگرش خود محافظ و عدم وجود سازوکارهای مقابله ای مناسب پیامدهای مهمی در روابط عاشقانه دارد. از آنجا که افرادی که عزت نفس کم دارند ، قادر به کنار آمدن با بازخوردهای منفی نیستند ، در صورت بروز مشکلات در روابطشان نیز قادر به کنار آمدن نیستند. در سه مطالعه ، موری ، رز ، بلویا ، هولمز و کوشه (2002) شرکت کنندگان را به این باور رساند که مشکلی در روابط آنها وجود دارد. اگرچه روشهای انجام این کار برای دو مطالعه اول مورد سؤال است ، آخرین مطالعه شرکت کنندگان را به این باور رساند که شرکای آنها (که از نظر جسمی حضور داشتند) مقدار زیادی از وقت را صرف لیست کردن کیفیت در شرکت کنندگان هدف کردند که آنها را رد کردند. همانطور که در پرسشنامه های تکمیل شده پس از این القای تهدید نشان داده شد ، شرکت کنندگان در عزت نفس پایین بیش از حد مشکلات درک شده را می خوانند و آنها را نشانه هایی از کاهش روابط شریک زندگی خود می بینند. در مقابل ، شرکت کنندگان با عزت نفس بالا اعتماد به نفس بیشتری نسبت به ادامه پذیرش شرکای خود نشان دادند. بنابراین نویسندگان به این نتیجه رسیدند که افراد دارای عزت نفس پایین علائم طرد را خیلی سریع درک می کنند در صورت تهدید از مشکلات نسبتاً دنیوی در روابطشان. دلیل پیشنهادی برای این امر اینست که شکستهای گاه به گاه افراد با عزت نفس باعث نگرانی همیشگی می شوند که شرکای آنها سرانجام خودشان “واقعی” را کشف می کنند و ممکن است از محبت آنها کاسته شود. این روشی که در آن افراد با عزت نفس پایین عواقب ناشی از مشکلات جزئی را بیش از پیش تعمیم می دهند ، ظاهراً مانع از توسعه روابط قابل اعتماد می شود. بنابراین این یافته ها نشان می دهد عزت نفس برای روابط عاشقانه موفق چقدر مهم است.

محافظت در برابر رد

موری و همکاران. (2002) دریافت که شرکت کنندگان با عزت نفس پایین ، نگرش کمتری نسبت به شرکای خود نشان داده و احساس نزدیکی را پس از درک خطر برای رابطه کاهش داده اند. درعوض ، شرکت کنندگان با عزت نفس با تزئین خصوصیات مثبت شرکای خود و نزدیک شدن به روابط ، با این مشکل مقابله می کنند. همان نتایج توسط موری ، هولمز ، مک دونالد و السوورث (1998) یافت. در نتیجه ، به نظر می رسد افرادی که عزت نفس کم دارند با کاهش ارزش شرکای خود و در نتیجه کاهش اهمیت آنچه برای از دست دادن خود تلاش می کنند از خود در برابر طرد احتمالی محافظت کنند. با یافتن خطای در شرکای خود ، چشم انداز رد کمتر تهدیدآمیز به نظر می رسد زیرا هم اکنون شریک زندگی مطلوب تر به نظر می رسد (موری و همکاران ، 1998 ؛ موری و همکاران ، 2002). بدیهی است که این استراتژی مقابله با مشکلات تأثیرات مخربی بر روابط دارد. بنابراین قابل درک است که شرکای دوستیابی افراد دارای عزت نفس پایین ، ادراکات مثبت از شرکای خود را کاهش می دهند ، رضایت کمتری دارند و درگیری بیشتر با پیشرفت روابطشان صورت می گیرد (موری ، هولمز و گریفین ، 1996). با کاهش ارزش شرکای خود ، افراد با اعتماد به نفس پایین ممکن است در نتیجه رابطه را به پایان برسانند ، این همان چیزی است که آنها می خواهند از خود در برابر آنها محافظت کنند.

جالب است که در مطالعه موری و همکاران. (1998) همچنین مشخص شد که شرکت کنندگان عزت نفس پایین ، شرکای خود را کم ارزش می کنند و در محبت شرکای خود شک می کنند که پس از یک دستکاری تجربی قصد افزایش عزت نفس را دارد. نویسندگان اظهار داشتند که این پدیده ممکن است به این دلیل باشد که وقتی شرکت کنندگان عزت نفس پایین بازخورد مثبت دریافت می کنند (نمرات بالا در پرسشنامه می گفتند که چقدر با رفتار نسبت به شرکای خود رفتار می کنند) افکار شرایط را فعال می کنند. به عبارت دیگر ، شرکت کنندگان با عزت نفس پایین ممکن است فکر کنند که ادامه پذیرش شرکای آنها به داشتن فضیلت های خاص بستگی دارد به جای اینکه آنها ذاتا باشند. این فرضیه با یافته های Schimel ، Arndt ، Pyszczynski و Greenberg (2001) پشتیبانی می شود که دریافتند بازخورد اجتماعی مثبت براساس آنچه که جنبه های ذاتی خود را در نظر می گیرد ، واکنش های دفاعی را کاهش می دهد (مانند فاصله گرفتن از خود از یک تصویر منفی دیگر). ، در حالی که بازخورد اجتماعی مثبت مبتنی بر دستاوردهای شخص نیست. بنابراین ، تلاشهای خوب برای تسکین ناامنی در شرکای عزت نفس پایین با اشاره به فضیلت هایشان ممکن است به جای آن ناامنی ها را تشدید کند.

روش هایی که افراد با عزت نفس پایین نسبت به تهدیدهای عزت نفس واکنش نشان می دهند ، نیز می توانند از نظر تئوری جامعه سنجی درک شوند (لری و همکاران ، 1995). تهدیدی برای عزت نفس آنها نشانگر تهدید محرومیت اجتماعی است و بنابراین نیاز به تدابیر برای رفع این تهدید دارد. در نتیجه ، افراد شرکای خود را بی ارزش می کنند و از آنها فاصله می گیرند تا رد یک احتمال بالقوه کمتر تهدید آمیز باشد. این تئوری همچنین توسط انواع بازخوردهایی که افراد دارای عزت نفس بالا و پایین هستند ، پشتیبانی می شود و به دنبال تهدیدی برای عزت نفس خود هستند. همانطور که توسط Vohs و Heatherton (2001) نشان داده شده است ، افراد دارای عزت نفس بالا پس از تهدید به دنبال بازخورد مربوط به صلاحیت شخصی خود (مانند هوش) هستند ، در حالی که افراد دارای عزت نفس پایین به دنبال بازخورد در رابطه با پذیرش یا عدم پذیرش دیگران هستند. افراد دارای عزت نفس بالا پس از تهدید مستقل تر می شوند ، اما افراد کم اعتماد به نفس به هم وابسته تر می شوند. از این رو ، سطح عزت نفس افراد را تحت تأثیر قرار می دهد تا بعد از تهدید به عزت نفس ، به جنبه های مختلف شخصی بپردازند ، به طوری که افراد دارای عزت نفس بالا بر جنبه های شخصی تمرکز می کنند و شرکت کنندگان دارای عزت نفس پایین بر جنبه های شخصی خود متمرکز می شوند. اما ، اگرچه در تئوری جامعه سنج بیان شده است که تهدیدی برای عزت نفس نشانگر تهدید محرومیت است ، اما نمی گوید افرادی که دارای عزت نفس پایین هستند ، هنگام مواجهه با تهدید به عزت نفس به طور خودکار احساس طرد می شوند. احساس محرومیت منجر به کاهش عزت نفس می شود ، اما اعتماد به نفس پایین ممکن است لزوماً منجر به احساس طرد نشود ، فقط پیش بینی احساس آن. به عنوان مثال ، لاری و همکاران. (1995) فقط دریافت که محرومیت منجر به کاهش عزت نفس می شود و محرومیت ادراک شده و عزت نفس پایین همبسته است. آنها نشان ندادند که عزت نفس پایین منجر به محرومیت ادراک شده می شود. در نتیجه ، به نظر می رسد اعتماد به نفس پایین به خودی خود لزوما باعث نمی شود که افراد از این امر مستثنا شوند ، اما با پیش بینی مداوم از آن ، افراد دارای عزت نفس پایین به گونه ای عکس العمل نشان می دهند که در نهایت باعث می شود شرکای خود احتمال بیشتری را رد کنند و از این رو آنها را حذف کنند.

اضطرابی که افراد دارای عزت نفس پایین در مورد طرد شدن هستند نیز می توانند از نظر سبک دلبستگی بزرگسالان اضطراب یا اجتناب کنند. محققان دلبستگی بزرگسالان ، مانند کالینز و Read (1990) و Srivastava and Beer (2005) ، دریافتند که عزت نفس پایین با سطح بالای اضطراب دلبستگی و اجتناب ارتباط دارد. تصور می شود دلبستگی های اضطراب آور و اجتناب کننده از بزرگسالان ناشی از مراقبت های متناقض یا اجتناب از مراقبت در تمام دوران کودکی است ، که طی آن افراد یاد می گیرند که عشق و پشتیبانی به طور مداوم در دسترس نیست. از این رو شرکت کنندگان با این سبک های دلبستگی روابطی دارند که با ضعف ها و ضعف های احساسی ، حسادت ، و یا صمیمیت کمتر و یا مشغول وسواس بیشتر با شرکای خود همراه هستند زیرا از ترس از دست دادن آنها می توانند. از طرف دیگر ، افراد دارای سبکهای دلبستگی مطمئن ، روابطی دارند که با خوشبختی ، اعتماد و دوستی مشخص می شوند (کالینز و بخوانید ، 1990). از این رو ، عدم امنیت و به تبع آن راهکارهای مقابله ناکافی که توسط شرکت کنندگان در عزت نفس پایین در مطالعات توسط موری و همکارانش نشان داده شده است (به عنوان مثال ، موری و همکاران ، 1998 ؛ موری و همکاران ، 2002) ممکن است ناشی از دلبستگی اضطراب یا اجتناب باشد. در دوران کودکی سبک های دلبستگی شرکاء در یک رابطه همچنین رضایت از رابطه را پیش بینی می کنند. کالینز و Read (1990) دریافتند که اضطراب بیشتر در زنان با رضایتمندی پایین تر از شرکای مرد آنها همراه است. از آنجا که زنان مضطرب کمتر اعتماد و حسادت بیشتری دارند ، شرکای آنها احساس محدودیت بیشتری می کنند و به همین دلیل رضایت کمتری دارند. در مقابل ، زنان وقتی از نزدیکی و صمیمیت راحت بودند ، رضایت بیشتری نشان می دادند. مردان اغلب به دلیل داشتن صمیمیت از کلیشه راحت تر عمل می کنند ، بنابراین تمایل مرد برای نزدیک شدن ممکن است مورد توجه ویژه زنان باشد (کالینز و بخوان ، 1990).

برداشت از محبت شریک زندگی

افراد با عزت نفس پایین فرض می کنند که شرکای آنها آنها را در همان نور منفی که خود می بینند ، می بینند. در نتیجه ، آنها نمی توانند درک کنند که چرا شرکایشان آنها را دوست دارند. از طرف دیگر ، افراد دارای عزت نفس بالا فرض می کنند که شرکای آنها آنها را به عنوان افراد بزرگی می دانند که خودشان معتقد هستند و بنابراین محبت شرکای آنها هیچ رازی برای آنها نیست. در مطالعه‌ای که توسط موری ، هولمز و گریفین (2000) انجام شد ، زوجین خود ، شرکای خود و چگونگی فکر کردن که شرکای آنها آنها را دیدند توصیف کردند. نتایج نشان داد که مشارکت کنندگان عزت نفس پایین به طرز چشمگیری پایین ارزیابی کردند که چگونه همکارانشان مثبت می بینند. شرکت کنندگانی که احترام شرکای خود را دست کم ارزیابی کردند ، درک منفی بیشتری نسبت به شرکای خود داشتند. مکالمه برای افراد دارای عزت نفس بالا یافت شد. از این رو ، به نظر می رسد که در نظر گرفته شده ، پیوند بین عزت نفس و رضایت از رابطه است ، به طوری که عزت نفس بر حسب ادراک و توجه درک شده تأثیر می گذارد و بر درک روابط تأثیر می گذارد. با این حال ، به نظر می رسد حتی افراد دارای عزت نفس پایین نیز می خواهند توسط شرکای خود مثبت دیده شوند. به عنوان مثال ، موری و همکاران. (1996) دریافت که افراد در روابطشان شادتر هستند و هرچه مثبتتر شرکای آنها از آنها دیدن کنند خوشحال تر هستند. بنابراین ، اگرچه افراد دارای عزت نفس پایین آرزو می کنند که مورد توجه شرکای خود قرار بگیرند ، اما درک منفی خودشان مانع از احساس این نظر مثبت می شود.

برای درک بهتر این موضوع ، موری و همکاران. (2005) اثرات نشان دادن نقاط قوت در خود یا نقص در شریک زندگی را مورد بررسی قرار داد. به عنوان مثال ، هنگامی که شرکت کنندگان با عزت نفس پایین به این باور برسند که ویژگی های شخصیتی آنها به راحتی با بسیاری از شرکای بالقوه مطابقت دارد ، و از این رو مورد تقاضای زیاد قرار می گرفتند ، آنها ادراک خود را بالاتر ، امنیت بیشتر در مورد مثبت شرکای خود و تعهد بیشتر گزارش دادند. به رابطه این یافته جالب است زیرا خلاف یافته های قبلی موری و همکاران است. (1998) همانطور که قبلاً نیز مورد بحث قرار گرفت ، این محققان دریافتند که ذکر فضایل خاص در افراد دارای عزت نفس پایین باعث می شود که این افراد در محبت شریک زندگی خود شک کنند ، احتمالاً به این دلیل که احساس می کنند که نگاه مثبت شرکای آنها به ادامه داشتن فضایل خاص وابسته است. به نظر می رسد دلیل این که مطالعه اول نتایج متفاوتی پیدا کرده است به این دلیل است که آنها بر روی نقاط قوت شخصی خاص (توجه و تمرکز) تمرکز دارند تا بر نقاط قوت عمومی بین فردی (خصوصیات ذاتی) مانند مطالعه بعدی.

علاوه بر این ، موری و همکاران. (2005) دریافت که مشارکت کنندگان عزت نفس کمتری نسبت به خود احساس می کنند و هنگام اشاره به نقص در شرکای خود ، شرکای خود و روابطشان را بیشتر ارزیابی می کنند. در نتیجه ، این مطالعه نشان می دهد که دلیل پایین بودن اعتماد به نفس افراد ، کم کم محبت های شرکای خود را دست کم می گیرد ، لزوماً تنها به این دلیل نیست که آنها فرض می کنند شرکای آنها آنها را همانطور که خود می بینند ، می بینند ، بلکه به این دلیل که نسبت به شرکای خود احساس فرومایه می کنند. یعنی دیدن گسل در شرکای خود باعث می شود افراد به عزت نفس کم بپردازند که انتظار تحمل بیشتری از طرف شرکای خود در قبال تقصیرهای خود دارند. علاوه بر این ، با تأکید بر فضایل بین فردی ، این احساس که شریک زندگی خارج از لیگ آنها است ، کاهش می یابد. امنیت ادراک شده در ادامه مثبت و تعهد شریک زندگی ، بنابراین به این درک بستگی دارد که هر یک از شرکا نقاط قوت و ضعف شخصی شخصی را در روابط به وجود می آورد.

نتیجه

عزت نفس نقش بسیار مهمی در روابط عاشقانه ایفا می کند. افراد دارای عزت نفس پایین احساسات منفی بیشتری را تجربه می کنند ، در حالی که افراد دارای عزت نفس بالا شادکامی و رضایت از زندگی را بیشتر تجربه می کنند. سطح عزت نفس بر افرادی که به عنوان شریک زندگی انتخاب می کنیم و نحوه مشاهده آنها تأثیر می گذارد. افرادی که درک منفی از خود دارند نیز درک منفی بیشتری نسبت به شرکای خود دارند. همچنین ، به دلیل اینکه احساس فرومایگی می کنند ، نمی توانند دلیلی را ببینند که چرا کسی آنها را دوست دارد. از این رو افراد دارای اعتماد به نفس پایین شک دارند که شرکای آنها در واقع آنها را دوست دارند ، و در نتیجه مشکلات جزئی یا شکست جزئی را به عنوان علامتی مبنی بر کاهش روابط شرکای خود و از بین رفتن روابط به وجود می آورند. در مواجهه با چنین مشکلاتی ، افراد با عزت نفس پایین خود را از شرکای خود فاصله می گیرند و حتی بیشتر از آنها بی ارزش می شوند ، زیرا اگر شریک زندگی مطلوب تر به نظر برسد ، چشم انداز طرد شدن تهدیدآمیزتر می شود. از طرف دیگر ، افراد دارای عزت نفس بالا به شرکای خود بسیار با ارزش تر و حتی در شرایط دشواری اعتماد به نفس خود را حفظ می کنند که شرکای آنها همچنان به آنها عشق ورزیده و از آنها حمایت می کنند. در نتیجه ، اعتماد به نفس پایین تهدیدی جدی برای روابط موفق ایجاد می کند.

Source by Liv Miyagawa

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *